سوار شدن بر مرد دستی
لیزی لاو و شوهرش رابطه خاصی دارند. او گاهی اوقات مردان دیگر را در مقابل او لعنت می کند و به او این امتیاز را می دهد که خروس رقت انگیز خود را جلوی او تکان دهد. روشی که او شرکای خود را انتخاب می کند گاهی اوقات جالب است. در مورد امروز، شوهر بازنده او پس از قول وعده غذای خانگی به او چیزی روی اجاق گاز به هم ریخت. او با تعمیر و نگهداری تماس می گیرد تا بیاید آن را تعمیر کند. او پس از احساس حال و هوای دستیار خوش تیپ، به شوهرش می گوید که او را به طبقه بالا بفرستد تا بتواند از او تشکر کند. کارگر ماهر تمام می شود و با لباس زیر زنانه اش روی تخت نشسته و الهی به نظر می رسد. در ابتدا، او کمی از این وضعیت ناراحت است، اما او به او اطمینان می دهد که شوهرش با آن خونسرد است و آنها اوقات خوبی را سپری خواهند کرد. از لحظه ای که لب هایشان با آتش بازی آن برخورد می کند. خروس او به سرعت راه خود را به دهانش باز می کند و او آن را با ذوق می مکد و باعث می شود او غرغر کند و ناله کند. از آنجا او بیدمشک کوچک تنگ او را می کوبد در حالی که به چشمان شگفت انگیزش خیره شده است. در تمام این مدت شوهرش گوشت کوچک غمگینش را تکان می دهد و در مورد اینکه آرزو می کند آرزو می کند که او باشد، اظهار نظر می کند. لیزی سوار طول بزرگ مرد دستی می شود و مطمئن می شود که به او دید واضحی می دهد و اظهار نظر می کند که چگونه او هرگز نمی تواند چنین کاری انجام دهد و به همین دلیل است که او در آن لحظه لعنتی نیست. در نهایت مرد تعمیر و نگهداری بیرون می کشد و بار عظیمی را در سراسر صورتش منفجر می کند که کاملا دوست دارد. او هفته آینده برای تعمیر او برمی گردد.





